شير به عنوان درمان

شیر بسیار مهم است و شاید با صدها گفتار و نوشتار نتوانیم تمام معلومات لازم را در مورد شیر ارائه دهیم اما در این جا مختصری در مورد شیر بحث می‌کنیم.

اهمیّت شیر برای کشور اگر از چاه‌های نفت و گاز و مناطق توریستی بیش‌تر نباشد، کم‌تر نیست و واقعاً عیب است که از این و آن سوی کشورهای دیگر شیر به داخل کُردستان وارد شود در حالی که در این اقلیم شرایط برای تولید شیر محلی، کاملاً مساعد است.

مادرانی که به بچه‌هایشان شیر نمی‌دهند و آنها را با شیر خشک تغذیه می‌کنند اگر به جای آن به بچه‌هایشان نان خشک بدهند، بهتر است. مادران عزیز! جنایت بزرگی است اگر بچه‌ات را از آن شیر محروم کنی که خدای بزرگ در سینه‌ی تو برای او به ودیعت نهاده است؛ هم به بچه‌ات ظلم می‌کنی که از آن شیر او را محروم می‌کنی و هم به خودت ظلم می‌کنی چون اگر آن شیر را به بچه‌ات بدهی، سینه‌ات از بیماری سرطان محفوظ می‌ماند. ضمناً اگر خود زن هم شیر بخورد، عامل جلوگیری از ابتلاء به سرطان خواهد بود.

شیر روی قلب هم تأثیر می‌گذارد چون اجازه نمی‌دهد کلسترول (Cholesterol)، داخل رگ‌های خونی رسوب کند و در نتیجه قلب به آنژین و سکته مبتلا نمی‌شود. شیر به خاطر داشتن پتاسیم، رگ‌های خونی را متسع می‌کند و جلو سردرد را می‌گیرد. حاوی ACE (Angiotensin converting enzyme)[1] است که در درمان بالا بودن فشار خون مؤثر است. این‌ها و ده‌ها فایده‌ی دیگر در شیر وجود دارد که برخی از آنها را فقط خدا می‌داند و علم بعد از ده‌ها قرن توانسته است حتی به موارد مذکور پی‌ببرد.

در شیر ماده‌ی «کولین» (Choline) وجود دارد که اجازه نمی‌دهد چربی در جگر ته‌نشین شود؛ همان چربی کبد که امروزه جامعه‌ی ما از دست آن می‌نالد. ماده‌ی «پروستاگلاندین» (Prostaglandin) در شیر وجود دارد که وقتی شیر می‌خوریم این ماده دیواره‌ی داخلی معده را می‌پوشاند و از زخم معده جلوگیری می‌کند بدون این که هیچ مقاومتی نسبت به غذاهای خورده شده، پیدا کند.

هم‌چنین شیر یکی از درمان‌های سرطان مقعد نیز هست چون حاوی مواد تازه است.

در حال حاضر تلاش می‌شود از شیر برای لطافت پوست بهره ببرند. در مورد «کلئوپاترا»[2] (Cleopatra) که در تاریخ مشهور است ،گفته‌اند هر روز خود را در یک حوض شیر می‌شسته است. حالا هم در برخی از ممالک جنوب شرق آسیا حوض شیر تدارک دیده‌اند و داخل آن می‌خوابند و ماساژ داده می‌شوند.

شیر را می‌توان با مواد و خوراکی‌های متعدد دیگر مخلوط کرد برای مثال این روزها شیر را با عسل ترکیب می‌کنند و یا شیر را با موز مخلوط می‌کنند که تأثیر بسیاری بر لطافت و زیبایی پوست دارد. پیامبر خدا می‌فرمایند: «ما أنزل اللّه داء إلّا أنزل له دواء فعلیکم بألبان البقر فإنها ترم من کل الشجر[3]: خداوند هیچ مرضی را نازل نکرده مگر آن که برای آن دوا هم نازل کرده است؛ شیر گاو را مصرف کنید چون گاو از تمام بخش‌های درخت تغذیه می‌کند». پیامبر خدا هم به وجود مجموعه‌ای از امراض و هم به درمان آنها یعنی «مصرف شیر» به ویژه شیر گاو اشاره فرموده‌اند. درمانی که آسان می‌باشد و وقتگیر نیست. البته لازم است یک فرد اهل تخصص در این باره تحقیق نماید و این واقعیت را برای تمام مردم جهان ثابت کند و نشان دهد که بسیاری از بیماری‌ها را می‌توان با شیر گاو، علاج کرد.

پیامبر خدا در حدیث دیگری فرموده‌اند: «مَن أطعمه اللّه طعاماً فلیقل اللّهم بارک لنا فیه و ارزقنا خیراً منه و من سقاه اللّه لبناً فلیقل اللّهم بارک لنا فیه و زدنا منه فإنی لا‌أعلم ما یجزیء من الطعام و الشراب إلّا اللبن[4]: هر کس که خداوند به او طعامی عطا کرده باشد، باید بگوید: خدایا! در این طعام به ما برکت بده و بهتر از آن را به ما عطا کُن و هر کس که خداوند شیری به او بنوشاند، باید بگوید خدایا! آن را مایه‌ی برکت برای ما قرار ده و افزون‌ترش بفرما چون هیچ خوردنی و آشامیدنی را سراغ ندارم که بتواند جای شیر را بگیرد».

۸۵ تا ۹۰% شیر را آب تشکیل می‌دهد یعنی شیر نه تنها می‌تواند خوراک محسوب گردد بلکه جای آب را هم برای شما می‌گیرد و تشنگی را رفع می‌نماید. اگر کسی را در جایی زندان کنند و او را مخیّر نمایند که تنها یک خوراک را انتخاب کند، ناگزیر خواهد بود فقط شیر را انتخاب کند چون هم خوراک است و آشامیدنی و ضمناً تمام نیازهای ضروری بدن را نیز تأمین می‌نماید.

«ابوهُریره» می‌گوید: گاهی از شدّت گرسنگی زمینگیر می‌شدم و روی شکم خود سنگ می‌بستم. یک روز در رهگذر مردم نشستم. «ابوبکر» عبور کرد و من در خصوص یک آیه‌ی قرآن از او سؤال کردم و به خدا قسم نیّت من فقط این بود که [حالِ زارم را دریابد] و خوراکی به من بدهد. اما او رفت و چیزی نصیب من نشد. «عمر» هم گذشت و همین ماجرا رخ داد. سپس پیامبر آمد و وقتی مرا دید، لبخندی زد و از روی صورتم فهمید که در چه وضعیتی قرار دارم. آن گاه فرمود: «ابوهِر!» گفتم: بلی، ای پیامبر خدا! فرمود: «دنبالم بیا». من نیز در پی او رفتم. داخل منزل رفت و اجازه طلبید و به من نیز اجازه‌ی ورود دادند. پیامبر در خانه‌شان مقداری شیر دید و فرمود: «این شیر از کجا آمده؟» گفتند: فلانی آن را هدیه آورده است. پیامبر فرمود: «ای ابوهِر!» گفتم: بلی. فرمود: «برو و اهل صُفّه را به این جا دعوت کُن». من ناراحت شدم و با خود گفتم: این مقدار اندک شیر چگونه کفاف اهل صُفّه را می‌دهد؟ حق این است که من آن را بنوشم و جانی بگیرم! اما ناگزیر بودم فرمان پیامبر خدا را اجرا کنم. رفتم و اهل صُفّه را فرا خواندم و آنها حضور یافتند و اجازه طلبیدند و وارد شدند و هر یک در جایی از اتاق نشستند. پیامبر خدا فرمود: «ای ابوهِر!» گفتم: بلی ای پیامبر خدا! فرمود: «شیر را بردار و به آنها بده». من نیز یکی پس از دیگری ظرف شیر را به آنها می‌دادم و آنها از شیر می‌نوشیدند تا همگی سیر خوردند. آن گاه پیامبر ظرفِ شیر را در دست گرفت و نگاهی به من انداخت و لبخندی زد و فرمود: «ابوهِر!» گفتم: بلی، ای پیامبر خدا! فرمود: «حالا نوبت من و توست». گفتم: درست می‌فرمایید ای پیامبر خدا! فرمود: «بنشین و شیر بنوش». نشستم و مقداری شیر نوشیدم. پیامبر فرمود: باز هم بخور؛ من باز هم شیر خوردم و پیامبر پی در پی می‌فرمودند بخور و بالأخره من کاملاً سیر شدم. گفتم: ای پیامبر خدا! قسم به خدایی که شما را مبعوث فرمود، دیگر ظرفیت ندارم. پیامبر فرمودند: «حالا ظرف شیر را به من بده». ظرف شیر را به دست ایشان دادم. خدا را سپاس گفت و بسم اللّه کرد و باقی‌مانده‌ی شیر را نوشید.[5]

پیامبر خدا تنها در مورد شیر اصرار فرموده‌اند که اصحاب او زیاد بنوشند و گرنه مایل نبود‌ه‌اند اصحاب او پرخوری نمایند. تمام مولکول‌های شیر مفید هستند و انسان نمی‌تواند از هیچ یک از آنها غفلت ورزد.

پیامبر خدا صبح، ظهر و شب، شیر می‌نوشیدند و خوراک غالب شبانه‌ی او شیر بوده است و چنان که قبلاً گفتیم این یک چیز تصادفی و بدون برنامه نبوده است بلکه آن را بر اساس رهنمود ربّانی پیشه کرده‌اند .

در سیستم تغذیه‌ی جهانی و به ویژه در سیستم تغذیه‌ی آمریکا تأکید شده است که نباید شیر در رژیم غذایی هیچ کس حذف گردد و حتماً باید شیر در آن لحاظ شود. از این رو مواظب باشید شیر را از دست ندهید و تا دَمِ مرگ شیر بنوشید و از شما خواهش می‌کنم به خوراکی‌های طبیعی روی بیاورید.

هم‌چنین پیامبر خدا کشک و کره هم مصرف می‌کردند. در محیط مدینه کشک وجود داشت و مردم آن را مصرف می‌کردند. «ابن عبّاس» می‌گوید: «اُمّ حُفَید» - خاله‌ام – با مقداری کشک و کره و گوشت مارمولک خاردم از پیامبر پذیرایی کرد و پیامبر نیز کشک و کره را خوردند اما گوشت را نخوردند چون میل به خوردن آن نداشتند.[6]



[1] . آنزیم مهار تولید یا عملکرد آنژیوتانسین 2

[2] . آخرین فرعون مصر باستان و یکی از قدرتمنترین پادشاهان زن در تاریخ جهان. (مترجم)

[3] . مسند احمد بن حنبل 18449، صححه الألبانی و شعیب الأرناؤوط، السنن الکبری للنسائی 7314.

[4] . سنن ترمذی 3455، سنن أبی‌داود 3730، نسائی 286.

[5] . صحیح بخاری 6452، سنن الترمذی 2477.

[6] . صحیح البخاری 5391، صحیح مسلم 1946و ابوداود 3793.

 739

موضوع مرتبط

آدابِ خوردنِ پیامبر خدا ﷺ

آدابِ آشامیدنِ پیامبر خدا ﷺ

رژیم غذایی حکیمانه‌ی پیامبر خدا ﷺ

تغذیه‌ی برنامه‌ریزی شده

غذای پیامبر ﷺ

چگونه و چقدر بخوريم؟

نسبت خوراك

اسراف و تبذير

پرخورى

چاقى

123